الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

279

الغدير ( فارسي )

بيدادگر باشند و همهء دارائىها را ويژهء خود گردانيده ديگران را بهره ندهند و نيز اين كه اگر امام تبهكار شد بر كنار نمىشود . 1 - از زبان حذيفه پسر يمان آورده‌اند كه : برانگيختهء خدا را پرسيدم ما در دامن بدىها مىزيستيم تا خداوند ، نيكوئى را فرو فرستاد و اكنون ما در پناه آنيم ، آيا پس از اين نيكى باز هم بدى در كار هست ؟ پاسخ داد آرى پرسيدم آيا پس از آن بدى نيكوئى در كار است ؟ گفت آرى گفتم آيا پس از آن نيكوئى بدى در كار است ؟ گفت آرى گفتم چگونه مىشود ؟ گفت پس از من امامانى خواهند آمد كه با راهبرى من راه نمىيابند و بر شيوهء من كار نمىكنند و به زودى مردانى در ميان ايشان مىايستند كه دلهاى آنان دلهاى اهريمنان است در پيكر آدميان . گفتم اى برانگيختهء خدا ! اگر آن روزگار را ديدم چه كنم ؟ پاسخ داد : فرمانروا را فرمان مىبرى و سخن وى را آويزهء گوش مىگردانى و اگر دارائىات را گرفت و پيكرت را در هم كوبيد باز هم بشنو و فرمان ببر . « صحيح مسلم » ج 2 ص 119 و « سنن بيهقى » ج 8 ص 157 2 - عوف پسر مالك اشجعى آورده است كه از برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - شنيدم مىگفت : بهترين پيشوايانتان آنانند كه دوستشان داريد و دوستتان دارند ، بر آنان درود مىفرستيد و بر شما درود مىفرستند و بدترين امامان شما آنانند كه دشمنشان مىداريد و دشمنتان مىدارند و شما را نفرين مىكنند و آنان را نفرين مىكنيد گفت : گفتيم اى برانگيختهء خدا ! اگر چنين روزى پيش آيد كين توزانه از آنان جدا نشويم ؟ پاسخ داد تا آنگاه كه نماز را در ميان شما بر پاى مىدارند نه . زنهار هر كس فرمانروائى سرپرست وى گرديد و ديد كه او فرمان خدا را زير پا مىنهد بايد از انجام آن چه ناساز با فرمان خداست ناخرسند باشد ولى دست خود را از ميان فرمانبرداران جدا نسازد . « صحيح مسلم » ج 2 ص 122 « سنن بيهقى » ج 8 ص 159 3 - سلمه پسر يزيد جعفى از پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى - پرسيد :